چند وقتي که اصلا توي اين دنيا احساس آرامش نمي کنم مدتها قبل از خودم مي پرسيدم که اين بيماريهاي کم خوابي که توي غرب شايع شده چه طور اين قدر داره گسترش پيدا مي کنه ؟ حالا خودم هم به اين مشکل دچار شدم و 2 سالي هست که خوابم خيلي کم شده , بعضي وقتها نمي دونم چي داره سرم مي آد که منو اين جوري کله پا کرده راستشو بخواي من قبلا فکر مي کردم آقايون خيلي راحت مي تونند بر احساسات خودشون غلبه کنند و توي بروز مشکلات احساسي بدون درگيري احساس و منطق از اونها گذر کنند خلاصه اين که بر اين فکر بودم که آدمهاي منطقي آقايون و آدم هاي احساساتي خانمها هستند . من بر اين باور بودم که من آدمي خونسرد و منطقي هستم ولی حالا با مواجهه شدن مشکلات احساسي کنترل خودم را به راحتي از دست مي دم بعضي وقتها مي بينم که توي اين جور مواقع دست هام شروع به لرزش هاي خفيفي مي کنندبه خودم مي گم که من احتمالا مشکلي دارم که از اون بي خبرم نکه من از اين بادي ها پرتم و يا اين که روان پريشي دارم ولي باز هم به نتيجه ايي نمي رسم وقتي قشنگ به دورو و برم دقت مي کنم مي بينم که آدمها چند تا خصيصه را با ميزان متفاوت دارند که همه چي به اونجا بر مي گرده اگه آدم ويژگي خصيص بودن - حسود بودن - دروغ گويي را توي روح خودش پرورش داده باشه و از اونها براي بکار گيري نيازهاي روزمرش استفاده کنه ديگه براش روح و رواني نمي مونه که اصلا احساس و روانش مشکل داشته باشه نمي دونم اين مشکل چي مي شه که توي جوامع توسعه يافته و جوامع در حال توسعه پديدار شده
کاشکي مي شد توي ايران به جاي گرفتن آدمها بدليل نوع پوشش و لباسشون انسانهاي که خصلت هاي زشت در اونها مشهوده بدليل ارتقاي امنيت روحي و رواني جامعه بازداشت مي شدن
No comments:
Post a Comment